چندروزه فکر اقای انبیایی برای گم شدنه رسید ش مشغول شد توش موارد مالی و قایم کردنهاشو نوشته بود و برای دور زذن قانون یک سند بود
اما اون سررسید نه دزدیه شده بود و نه گم شده بود دقیقا توی خونه بود
ولی طفلک انبیایی کم اورده
بگذریم داستان واقعیت سررسید
#داستان_به_شیوه_طنزی_تلخ_اجتماعی_است
ماجرای سررسید گم شده که بالاخره درخانه امون پیداشد. شوهرجان طلبکارزیادداشت اخی الهی بگردم که دروغ میگن طلبکارا من که پولی ندیدم:flushed::sweat_smile::jack_o_lante::wink:القصه، بالاخره با یواشکی کار، همکاری همکاران در قایم شدن.... زحمت وتلاش یه پولی دستش اومد:sunglasses: وچقدر خوشحال شدیم منو پدرومادر! :heart_eyes::stuck_out_tongue_winking_eye::stuck_out_tongue_winking_eye::stuck_out_tongue_winking_eye:خوب تقسیم کردیم :rage:بخشی دستمزد منشی:heart_eyes: بخشی بدهیه روستا:blush: بخشی طلافروش:stuck_out_tongue_closed_eyes: بخشی وبخشی...بخدابه من که زنش هستم هیچی نرسید:jack_o_lante::expressionless: اماامان از طلبکارها که فکرمی کردند شاهدهادردادگاه قسم دروغ به قران گفتند با جرم کیفری شش ماه حبس که ندارد وبیکار است و.....خلاصه حانم براتون بگه سررسید محتویات درامد ورویاهای زندگیمون رو طلبکاربرداشته بود ببره دادگاه و شوهر بیچاره منو محکوم کنه. اخه مگه گناه کرده بود:sob::sob::sob::tired_face::cry: منشی حق داشت:tired_face:. شریکش پولشو میخواست:tired_face:. طفلک ممد اقا فرش فروش و .....خلاصه چادر سرم کردم بچه رو به دندون گرفتم رفتم به پای طلبکار افتادم والتماس. اقا توروخداسررسیدو بده. طلبکاره گفت اخه این کلاشه دروغگو هست ناموس دزده. کلک زده. تودادگاه گفته بیکارم فقط یه گوشی دارم. نون ندارم بخورم. ....خلاصه اونقدر اشک ریختم و ضجه زدم که تورو خدا بهش رحم کنید بازاریابی سخته. دنبال رای اعتماد برای وزیراست یه پولی گیرش بیاد بخدا میده بهتون...و زار زار گریه کردم. بالاخره دلش سوخت وسررسید شوهرجانمو بهم داد. وگفت ببین خانم یه مشت دلال دروغگو به دادگاه دروغ گفتند قانون رادور زدند ناموس منو دزدیدند مالمو بردند ان شاالله رسوابشن. منم گفتم توروخدا ببخشیدش یه غلطی کرده ....و رفت
خلاصه سررسیدو دادم شوهرجانم گفتم ادم دروغگو از #قاتل_اتنا بدتره. تورو خدا بسه . ابروم رفت ازبس برای مردم بازی دراوردم که خوشبختم....
و شوهر جونم چقدر قدرتمند و قوی هستن ذوووق کرد اخ من قربون برم این شوهرو. اونم کیف کرد که یه همچین زن شجاعی داره تونست مدرک رااز چنگال دیو طلبکار دربیاره. جایزه هم داد. یه پیتزا فروشی حراجی یکی بخر دوتاببر منو برد:heart_eyes::stuck_out_tongue_winking_eye::heart_eyes::stuck_out_tongue_winking_eye::joy::joy::heart::hibiscus::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::stuck_out_tongue_winking_eye::kissing_heart:قربون تسبیح ت بشم ای جانم:tired_face::joy:
برچسبها: محمدرضا انبیایی , محمدرضا , انبیایی , محمدرضاانبیایی , کاشمر اگر شاد بود باعث دردسر و زمین خوردن دیگران نمی شد!...
ما را در سایت اگر شاد بود باعث دردسر و زمین خوردن دیگران نمی شد! دنبال میکنید
برچسب: سررسیدگم,محمدرضا,انبیایی, نویسنده: بازدید: 320 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52